ترکیب بندی در عکاسی

10 / 10
از 1 کاربر
« بازگشت به لیست مقالات | ﺳﻪشنبه 29 بهمن 1398 در ساعت 15 : 31 دقیقه | نظرات کاربران ( 0 )

ترکیب بندی در عکاسی

در این مقاله برای عکاسان مبتدی, من معنی اصلی اصطلاح "ترکیب بندی" در هنر را برای شما مشخص می کنم. همچنین من به طور خلاصه درباره هدف ترکیب بندی صحبت خواهم کرد, شرح می دهم که یک ترکیب بندی خوب چیست و چرا یک قسمت مهم در هر کار هنری است.

1)   تعریف کلی اصطلاح

اصطلاح "ترکیب بندی" نه تنها برای هنر های تجسمی, بلکه برای موسیقی, رقص, ادبیات و تقریبا هر نوع هنر دیگر صدق می کند. در برخی زمینه ها, مانند نوشتن, این اصطلاح ممکن است زیاد مورد استفاده قرار نگیرد, اما با این وجود درست است. در کل, اصطلاح "ترکیب بندی" دارای دو معنی متفاوت ولی در عین حال مرتبط است.

قبل از هر چیز, "ترکیب بندی" قرارگیری اشیاء و عناصر مرتبط در هنر را توصیف می کند. در نتیجه، ترکیب بندی یکی از جنبه های اصلی یک اثر خوب هنری است. به سختی راهی وجود دارد تا به اهمیت ترکیب بندی بیش از حد تاکید کرد. یک ترکیب بندی خوب آن است که جزئیات کافی را داشته باشد. عناصر بسیار کم بد است زیرا جزئیات ضروری اثر هنری را که تفسیر صحیح را به وجود می آورد را می دزدد. همچنین تعادل عکس را نیز به هم می ریزد. عناصر زیاد نیز می تواند بیار گیج کننده باشد. ترکیب بندی خوب نیازمند تعادل خوب است. بهترین کار این است که مطمئن شوید تمام عناصر موجود برای ایده یا داستانی که سعی دارید آن را منتقل کنید, لازم و ضروری است.

در بعضی موارد، ترکیب بندی می تواند به خودی خود اثر هنری باشد و معنی همان اصطلاح را بدهد. برای مثال, هنگام صحبت درباره چیدمان خاص یا رقصیدن, عبارت "این ترکیب بندی ..." می تواند مورد استفاده قرار بگیرد. چنین اصطلاحی همچنین در مورد موسیقی (سازندگان آن که به عنوان آهنگساز شناخته می شوند) و نقاشی نیز صادق است.

2)   ترکیب بندی در عکاسی چیست؟

اکنون که تعریف کلی اصطلاح "ترکیب بندی" را می دانیم، درک معنای آن در عکاسی کار سختی نیست. به عبارت ساده تر, ساختن یک عکس به معنای چیدن عناصر به روشی است که مناسب بهترین وجه ایده اصلی یا هدف کارتان باشد. مرتب کردن عناصر می تواند با حرکت دادن اشیاء یا سوژه ها انجام شود. مثال خوب برای این مورد عکاسی پرتره یا عکاسی طبیعت بی جان است. عکاسی خیابانی نیازمند پیش بینی است, زیرا عکاس قادر نیست سوژه ها را خودش حرکت دهد, بلکه باید برای آنها صبر کند تا بهترین موقعیت را در فریم پیدا کند.یکی دیگر از راه های مرتب کردن عناصر تغییر دادن موقعیت خودتان است. چنین راهی در شرایطی مناسب است که عکاس اجازه ندارد از نظر فیزیکی چیزی را جابجا کند, مانند عکاسی منظره.

ترکیب بندی راهی برای هدایت چشم های بیننده به سمت مهمترین عناصر کار شماست, بعضی اوقات به ترتیب خاص. یک ترکیب بندی خوب می تواند به ساختن یک شاهکار, حتی از بد ترین اشیاء و سوژه ها در ساده ترین محیط کمک کند. از طرف دیگر, یک ترکیب بندی بدمی تواند علیرغم جذاب بودن سوژه عکس را کاملا خراب کند. همچنین یک ترکیب بندی ضعیف چیزی نیست که بتوانید با ویرایش تصویر آن را درست کنید, درست برعکس نوردهی های ساده و معمول یا مشکلات تراز رنگ سفید که قابل حل شدن است. گاهی اوقات برش زدن می تواند یک عکس را نجات دهد, اما فقط زمانی که تنگ تر کردن فریم و حذف قسمت های مهم عکس تنها راه حل است. به همین دلیل است که قبل از گرفتن تصویر, فکر کردن روی انتخاب های ترکیب بندی تان گامی بسیار مهم است.

فاصله کانونی, دیافراگم, زاویه ای که دوربینتان را نسبت به سوژه قرار می دهید در ترکیب بندی تاثیر زیادی دارد. برای مثال, انتخاب دیافراگم وسیع تر بک گراند و منظره جلو را تار می کند, و اهمیت اشیاء طراف سوژه را پایین می آورد. همچنین بیشتر مواقع باعث ایجاد سایه های گوشه تصویر نیز نمی شود, که باعث می شود چشم های بیننده بیشتر داخل قاب بمانند. از طرف دیگر, بستن دریچه دیافراگم اشیاء بیشتری را در فوکوس قرار می دهد که می تواند باعث تعادل بهتر تصویر شود. چگونه؟ خب, "شارپ تر", هر چه اشیاء بیشتر در فوکوس باشند, توجه بیشتری نسبت به اشکال تار به خود جذب می کنند, اما نه همیشه (نمونه زیر را ببینید). یک عکاس باتجربه برای دستیابی به نتیجه مطلوب از تمام امکانات موجود استفاده خواهد کرد. شایان ذکر است که اشیاءی که در بک گراند و منظره جلو در فوکوس نیستند, سهمشان در ترکیب بندی کلی عکس را از دست نمی دهند. اشکال ساده, تن ها, سایه ها, هایلایت ها و رنگ ها همه عناصر قوی ترکیب بندی هستند.

به تصویر زیر نگاهی بیندازید. با وجود این واقعیت که بخشی از دیواری که در جلو قرار دارد کاملاً خارج از فوکوس است, اما همچنان مهمترین زنده ترین قسمت عکس و بسیار روشن است. به همین دلیل, توجه ما را نسبت به سوژه اصلی (مردی که چایی در دست دارد و سگ هاسکی اش که در سایه پنهان شده اند) بیشترجلب می کند.وقتی به عکس نگاه می کنید, مستطیل زرد روشن اولین چیزی است که می بینید. یک راه خوب و واضح برای رفع این مشکل می تواند کاهش روشنایی و وضوح قسمت زرد با استفاده از پنل Lightroom HSL باشد (اگرچه من کنتراست بین دو قسمت تصویر را دوست دارم):

ترکیب بندی یک عکس به مرور به یک فرآیند بسیار طبیعی تبدیل می شود. با تمرین کافی, از نظر شما, لازم نیست بیش از حد درباره چنین چیزی فکر کنید, و حتی درباره قرارگیری آن عناصر نیز به فکر کردن نیاز ندارید. ناخودآگاه شما این کار را برایتان انجام می دهد. انگشتان شما تنظیمات صحیح را انجام می دهد, چشمانتان فریم بندی را راهنمایی می کند. ترکیب بندی ضعیف به سرعت در نظر شما غیر طبیعی و اشتباه به نظر می رسد. هر چه بیشتر تجربه داشته باشید, انتخاب های بهتری می کنید. بهترین راه برای رشد به عنوان یک عکاس, عجله کردن در تصمیمات و اعتماد نکردن به ناخودآگاهتان نیست, بلکه آموختن راه های جدید برای ترکیب بندی عکستان است. نه اینکه به خودتان اعتماد نکنید, البته که باید این کار را انجام دهید. اما مطمئن شوید که به آن کمی تفکر و تجربه اضافه می کنید, تعدادی عکس بگیرید و آنها را هنگام ویرایش کردن آنالیز کنید. ببینید که کدام یک بهتر کار می کند, سعی کنید بفهمید که چرا و سپس بیشتر تجربه کنید.

3)   هدف ترکیب بندی

فردی ممکن است فکر کند که یک ترکیب بندی خوب همان است که چشم نواز تر می باشد. در نتیجه, هدف از ترکیب بندی باید نشان دادن سوژه یا اشیاء به شیوه ای زیبا و دلپذیر باشد. اما چنین عقیده ای کمی سطحی است. همه آثار هنری نباید برای بیننده زیبا یا دلپذیر باشد. بعضی از هنرمندان سعی دارند ایده های متفاوت و قوی تری ارائه کنند و سوژه شان با کمک انتخاب های ترکیب بندی به آن برسند. برای مثال, اگر یک هنرمند بخواهد بیننده احساس ناراحتی کند یا عصبی باشد, ترکیب بندی را انتخاب می کند که کمتر "طبیعی" به نظر برسد و یک چیز غیر منتظره و تکان دهنده همراه داشته باشد. یک مثال خوب از چنین کاری عکاسی جنگی است, جایی که عکاسان سعی می کنند به بیننده کمک کنند بفهمد که جنگ چقدر ترسناک و ویرانگر است. از طرف دیگر, تلفات جنگ را به روش خوشایند و زیبا به تصویر بکشد. با انجام این کار, او بر طبیعت زشت جنگ به شیوه ای سخنگو و طعنه آمیز تأکید می کند. بنابراین, در آخر, هدف یک ترکیب بندی خوب کمک به انتقال ایده هنرمند با معانی لازم است.

4)   وظیفه مبتدیان

این وظیفه ساده برای عکاسان مبتدی است که دوست دارند همراه با سایر خوانندگان یاد بگیرند و در ایجاد این مقاله ها شرکت کنند.

انواع ترکیب بندی را که با آن آشنا هستید را نام ببرید. مطمئن باشید که انواع مختلف را ذکر کنید و از نام بردن موارد تکراری که توسط دیگران نام برده شده است خودداری کنید. بهتر است از گوگل استفاده نکنید, خودتان را امتحان کرده و برای مقاله های آینده صبورانه منتظر بمانید J تصویر زیر یک راهنما برای واضح ترین نوع ترکیب بندی است.

موفق باشید!

ارسال نظر

نام شما :
ایمیل :
تلفن تماس :
متن پیغام :
نمایش همه
علاقه مندی ها ()